تبليغاتX
علمی تحقیقی

انتخاب رشته بر حسب علاقه و استعداد


کنکور مسئله ایست که همه ساله باعث به وجود آمدن استرس و تنش و اضطراب در بیش از یک میلیون داوطلب و چند میلیون از افراد خانواده و آشنایان این داوطلبان می شود.خوشبختانه قرار است که از سال 1390 کنکوری به شکل امروز نداشته باشیم و گزینش ها بر حسب معدل داوطلبان طی سالهای دبیرستان صورت گیرد.استرس کنکور برای برخی افراد به قدری است که شب کنکور را با فشار زیادی تحمل می کنند و گاه اصلا به خواب نمیروند تا موعد کنکور فرا برسد.شب کنکور شبی است که داوطلب به خواب کافی احتیاج دارد تا به آرامش دست پیدا کند و مطالب خوانده شده را در ذهن خود تحکیم کند.


پس از جلسه کنکور، کسانی که با رتبه های قابل قبول مجاز به انتخاب رشته می شوند حس بسیار خوبی دارند، چرا که بار سنگین درس خواندنهای متوالی و فشار کنکور تا حدودی از روی دوششان برداشته شده است.اگر فردی را با رتبه خوب در کنکور ملاحظه کرده باشید حرف من را تصدیق می کنید و می بینید که چنان این گونه افراد خوشحالند که گویی دنیا را به آنها داده اند."ان مع العسر یسرا"

اما در این بین هستند افرادی که علی رغم تلاش زیاد و کوشش فراوان، رتبه های خوبی کسب نکرده اند.

انگار درست آب سردی بر پیکر آنها ریخته شده و باید از نو برای کنکور سال بعد یا برای کاری دیگر برنامه ریزی کنند و مسلما فشاری که بر آنها وارد می شود چند برابر خواهد شد.

حرف مردم و فکر داوطلبان که به این حرفها می افتد، خود منشا فشارهای بیشتری است.

بسیار خرسندیم که انشاالله از سال 1390 کنکور با همه ی فشارها و استرسهایش حذف خواهد شد.

اما بحث انتخاب رشته بحثی بسیار مهم و حیاتی برای داوطلبانی است که مجاز به انتخاب رشته شده اند و با رتبه های قابل قبول، قصد حضور در دانشگاه را دارند.

مسلما دوستان و آشنایان و خانواده داوطلبان پس از دیدن رتبه فرد، پیشنهاداتی به او می دهند و قصد کمک به او را دارند.اما گاه متاسفانه خواسته یا ناخواسته افرادی که دور و بر فرد هستند باعث انتخاب های نادرست برای فرد و عواقب بد بعدی آن می شوند.

فردی که مثلا در رشته ریاضی رتبه 50 آورده و مثلا به رشته های مهندسی علاقه ای ندارد به احتمال زیاد مورد سرزنش اطرافیان قرار می گیرد.اطرافیان او احتمالا چنین جمله ای را بیان می کنند:"این همه وقت درس خواندی و رتبه به این خوبی آوردی که بری رشته ... بخوانی"

برخی از داوطلبان به ناچار تن به خواسته اطرافیان می دهند و بدون میل و رغبت به خواندن رشته ای مبادرت می ورزند که به آن علاقه ای ندارند.در کمال تعجب خانواده ها میبینند که فرزندشان که تا پیش از رفتن به دانشگاه جزو نفرات برتر کلاسشان بوده، اکنون افت تحصیلی شدیدی پیدا کرده و حتی گاه به انحراف هم کشیده می شود.یا پس از چند ترم از رشته خود زده شده و فکر ترک تحصیل یا تغییر رشته به ذهنش می رسد.چرا؟

چون دیگران نگذاشته اند که او رشته مورد علاقه اش را انتخاب کند و راهی را که دوست دارد بپیماید.

چون برای انتخاب او ارزشی قائل نشده اند و فقط منافع خود را مدنظر قرار داده اند.

چه بسیارند افرادی که با این انتخابهای غلط اکنون چاره ای جز تسلیم و رضا ندارند و راه بازگشتشان بسیار سخت است.

توصیه ما به داوطلبان کنکور و خانواده های محترمشان این است که حتی الامکان انتخاب ها را برحسب علاقه و استعداد داوطلب انجام دهند.

ممکن است داوطلبی به رشته ای علاقه مند باشد اما توانایی لازم برای موفقیت در این رشته را نداشته باشد.

مسئله استعداد و توانایی هم مسئله بسیار مهمی است.

امروزه دیگر به راحتی نمی توان گفت که کدام رشته از رشته های دیگر برتر و بالاتر است.

با افزایش پذیرش دانشجو در دانشگاه های سراسر کشور و با افزایش تعداد افرادی که دارای مدرک کارشناسی هستند، به راحتی نمی توان پیش بینی کرد که کسی که لیسانس فلان رشته را بگیر حتما سر کار است.

کسانی که برای تحصیل به دانشگاه ها میروند باید به فکر ادامه تحصیل باشند اگر می خواهند کار پیدا کنند.

پس چه بهتر است که ما اجازه دهیم داوطلبان بر حسب علایقشان انتخاب کنند تا بر حسب تحمیل خواسته دیگران.

وقتی فرد به رشته ای علاقه دارد، برای ادامه تحصیل در آن رشته هم برنامه ریزی می کند و انگیزه دارد.اما وقتی رشته ای را به او تحمیل می کنند فرد دوره کارشناسی یا کاردانی خود را هم با بی میلی به پایان میرساند و ممکن است به احساس پوچی برسد.

والدین محترم، برای انتخاب فرزندان خود ارزش قائل باشید و به نظر آنها احترام بگذارید تا خود مسیر زندگی خود را رقم بزنند
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/06ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط هادي یزدی زاده  | 

رفتارهای پرخاشگرانه

فرد پرخاشگر احساسات ، خواسته ها و عقایدش را از طریق آسیب رساندن به دیگران ابراز می کند . او ، تقریبا همیشه ، برنده بحث است . گاه به نظر می رسد که فرد پرخاشگر » دچار احساس حقارت » است .
ممکن است با صدای بلند صحبت کند و بد دهن ، بی شرم یا مسخره کننده باشد . ممکن است با منشی ها و پیشخدمت ها ، به خاطر خدمات نامناسب آنان ، دعوا کند و ممکن است بر زیر دستان و اعضای خانواده اش تسلط داشته باشد و اصرار کند که در مورد بخش های مهم یک گفتگو ، حرف آخر را او بیان کند .
شخص پرخاشگر مایل است که بر دیگران غالب باشد . دیدگاه او این است که : »این ، آن چیزی است که من می خواهم ؛ چیزی که تو می خواهی ، اهمیت کمتری دارد – یا اصلا مهم نیست .
● مضرات پرخاشگری
پرخاشگری ، پیامدهای منفی بالقوه و متعددی دارد . این پیامدها شامل ترس ، تحریک پرخاشگری متقابل ، از دست دادن کنترل ، احساس گناه ، دورشدن از صفات انسانی ، بیزاری از مردم ، کاهش سلامتی و ایجاد جامعه ای است که زندگی را بسیار خطرناک می سازد و این خطر حتی زندگی راحت و ایمن فرد پرخاشگر را نیز تهدید می کند .
ـ یکی از پیامدهای پرخاشگری افزایش ترس است . بسیاری از مردم ، نه به دلیل قوی بودن که بیشتر به دلیل احساس ضعف ، رفتاری پرخاشگرانه دارند . این رفتار پرخاشگرانه ، خود ، دشمنانی را پدید می آورد که در نهایت ، آنان را آسیب پذیرتر و ترسوتر می سازد .
ـ دومین پیامد منفی پرخاشگری ، با مورد نخست ارتباط دارد . پرخاشگری ، ضد خود را پدید می آورد و نابودی خود را تسهیل می کند . ما اغلب ، از شرکت کنندگان کارگاه های آموزشی مهارت های ارتباطی خود می پرسیم با افرادی که نسبت به آنان به شکلی مقتدرانه( پرخاشگرانه ) رفتار کرده اند چگونه برخورد کرده اند . روش هایی که آنان ( و افراد دیگر ) برا ی مقابله با رفتار پرخاشگرانه به کار می برند به طور معمول شامل مواردی چون مقاومت ،سرزنش ، نافرمانی ، خرابکاری ، مقابله به مثل ، متحد شدن [ با افراد دیگر ] ، دروغگویی و سرپوش گذاردن [ یا پنهانکاری ] می شود .
ـ سومین احتمال در رفتار پرخاشگرانه آن است که اغلب به از دست رفتن کنترل منجر می شود . این مورد ، همچون بسیاری دیگر از اشکالات رفتار پرخاشگرانه و یا سلطه پذیرانه ، تناقض آمیز است ، زیرا رفتار پرخاشگرانه مقداری از کنترل فرد را بر زندگی خود و دیگران فراهم می کند . با وجود این و از سوی دیگر ، اعمال کنترل بر زندگی افراد دیگر ، آزادی خود فرد را نیز محدود می سازد . اگر من از طریق پرخاشگری فعالیت شما را کنترل کنم ، نظارت بر شما وقت و انرژی مرا خواهد گرفت ، که این نوعی از بندگی خود – تحمیل شده را به وجود می آورد . کنترل کردن شدید دیگران ، تقریبا به همان اندازه ناگوار است که فردی بخواهد خود را در اختیار دیگران قرار دهد تا زندگی او را کنترل کنند . فرانسیس بیکن در قرن شانزدهم ، راجع به این وضعیت تناقض آمیز چنین نظر می دهد : » میل به کسب قدرت و از دست دادن آزادی ، تمایلی عجیب است » .
ـ دیگر پیامد پرخاشگری ، احساس بیگانگی و دوری از دیگران است . افراد پرخاشگر برای خود وضعیتی دو سر کور خلق می کنند . آنان برای کسانی که می توانند آنها را مطیع سازند احترام قائل نیستند و پیوسته از روابط همراه با بردباری و مساوات می ترسند . مطالعه در رفتار فردریک کبیر پادشاه جنگ طلب قرن هیجدهم پروس ، این وضع را تایید می کند . او به افراد زیر سلطه اش می گفت : اطاعت کنید .
اما قبل از مرگش ، به شکلی کنایه آمیز گفت : « از فرمان دادن به بردگان خسته شده ام » . بسیاری از افراد چون همسران سلطه جو ، پدر و مادر دیکتاتور ، معلمان کنترل کننده و مدیران پرخاشگر نیز مانند فردریک کبیر درمی یابند که رابطه داشتن و کارکردن با افرادی که زیر سلطه آنان هستند ، بسیار ناامید کننده و ناگوار است .
همچنین ، پرخاشگری می تواند به سلامت خود فرد نیز آسیب جدی وارد سازد . تشکیل لخته در سرخرگ های قلب یکی از مرگبارترین بیماری های عصر ما می باشد ، بیشترین قربانیانش را از میان افراد پرخاشگر می گیرد .
ـ دیگر پیامد منفی رفتار پر خاشگرانه آن است که پرخاشگری ، برای همه مردم ، اجتماعی نا امن به وجود می آورد . پرخاشگری رایج در جامعه ما ، حتی لذت بردن از چیزهای ساده ای را نیز ، که زمانی برای ما بسیار پیش پا افتاده و عادی محسوب می شدند ، به شکلی فزاینده خطرناک کرده است . قدم زدن در پارک به هنگام غروب ، ترک موقتی وسایل در اماکن عمومی و یا ترک منزل برای رفتن به تعطیلات و شب ها شرکت در جشن ، فقط معدودی از چیزهای خوشایند عادی انسان است که دیگر نمی توان بدون برنامه ریزی قبلی برای محافظت یا دفاع از خود ، از آنها لذت برد . در اواخر قرن بیستم ، وقتی با مسائل بسیار جدی مواجه می شویم ، ممکن است آن قدر بر روی زمین دوام نیاوریم که بتوانیم آنها را حل کنیم ، مگر آن که یاد بگیریم با پرخاشگر بودن انسانی خود کنار آئیم .

                                                                                                                                                                       واحد مشاوره دبیرستان امیر المومنین

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/06ساعت 8:17 قبل از ظهر  توسط هادي یزدی زاده  | 

هشت روش موثر در بازسازی حافظه

آیا اخیرا فراموش می کنید ، دسته کلید خود را کجا گذاشته اید؟ داخل اتاق میشوید بدون اینکه بدانید برای چه کاری به ان سمت میروید؟
آیا بعد از ریختن چای در استکان قوری را در یخچال می گذارید؟ شماره تلفن منزل خود را فراموش می کنید ؟
نگران نباشید! متخصصان معتقدند که استرس های روزمره تا حدی مغز انسان را تحت تاثیر قرار می دهند که کم حافظگی را به وجود می آورد.
روانشناسان در این زمینه تو صیه می کنند که :
۱. موز بهترین دوست حافظه : ویتامین B بهترین تغذیه حافظه است و موز دارای این منبع غنی میباشد.
٢. مهربانی با خویشتن : انجام کارهای مورد علاقه مانند خریدن یک شاخه گل , کتاب رمان, ملاقات دوستان قدیمی و ........ باعث افزایش ترشح
هورمون " دوپامین " می شود که احساس خوبی را در فرد به وجود می آورد و این افزایش تاثیر مثبتی بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسوول حافظه است میگذارد.
٣. قدم بزیند : زنان یا مردانی که در به طور مرتب قدم می زنند بسیار کمتر دچار فراموشی میشوند . چرا؟ تحقیقات نشان داده است که فعالیت ,ارتباط مغزی را در بخشی که ذهن مسوول حافظه است گسترش می دهد.
٤. غذای سس دار نخورید : بر اساس تحقیقات انجام شده برروی عادت غذایی بیش از ٨ هزار نفر , استفاده از این نوع سس ها و غذاهای سویا دارباعث کاهش قدرت حافظه می شود. علت آن است که یک ماده شیمیایی موجود در این نوع سس ها و سویا که گفته می شود ضد سرطان و بیماری قلبی است دقیقا عکس این خواص را با خود دارد. با این حال یک بار خوردن آن در هفته چندان مشکلی ندارد!
٥. خواب به موقع : یک استراحت خوب مغز می تواند اطلاعات بشتر و بهتری را به حافظه شما باز گرداند تا مغزی که تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد .
٦. بیشتر به خودتان برسید : تحقیقات نشان می دهد افرادی که رژیم های غذایی بسیار کم کالری در برنامه روزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع رسانی را بسیار کند انجام می دهد بلکه از دیگر افراد هم سن و سال خود که این رژیم را ندارند نیز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود می باشند. لذا به فکر خود باشید و رژیم های غیر موجه را فراموش کنید.
٧. چای گیاهی بنوشید : آهن برای عملکرد صحیح حافظه ضروری است و نوشیدنی های کافئین دار به علت دارا بودن موادی به نام " تانن " ( اسید تانیک) که ٧٥ درصد آهن موجود در بدن را از بین می برند.
٨. خوردن قند و شکر مصنوعی را کاهش دهید : این امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند اما نوشیدن بیش از یک یا دو نوشیدنی رژیمی در طول روز حافظه دراز مدت شما را تخریب می کند . خوشبختانه تاثیرات منفی این مسئله دائمی نیست و شما به راحتی می توانید با قطع مصرف شیرینی های مصنوعی مجددا حافظه خود را اصلاح کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/06ساعت 8:16 قبل از ظهر  توسط هادي یزدی زاده  | 

بهداشت روانی در دوره نوجوانی ‌

نوجوانی دور‌ه‌ای است كه در آن خُلق انسان‌ زیاد تغییر می‌‌كند. تحقیقی كه به وسیله روان‌شناسان آمریكایی انجام گرفته و در آن زندگی روزانه نوجوانان مطالعه شده، ویژگی‌های زیر را نشان داده است:
▪ تغییرات خلقی یكی از ویژگی‌های بهنجار زندگی نوجوانی است. اگر به گفته‌‌های نوجوان‌ اعتماد شود، باوجود داشتن خلق نوسانی خوشحال خواهد شد و زندگی خود را مثل دیگران اداره خواهد كرد.
▪ جوانانی كه بیشترین وقت خود را با خانواده می‌‌گذرانند و زمان كمتری به دیگران اختصاص می‌‌دهند، بهترین نتایج تحصیلی را به دست می‌‌آورند، كم‌تر از مدرسه غیبت می‌‌كنند و از نظر معلمان، روشنفكر به حساب می‌‌آیند.
▪ تعارض با برادر و خواهر، مثل اختلاف با پدر و مادر، برای آنها ناراحتی‌ایجاد می‌‌كند.
▪ نوجوانان، یك چهارم وقت خود را به مدرسه اختصاص می‌‌دهند و یك چهارم دیگر را به تنهایی می‌‌گذرانند. پس تنهایی یكی از ویژگی‌های زندگی نوجوانی است و نشانه نابهنجاری یا بیماری نیست.
▪ نوجوانان دوست دارند بیشترین وقت خود را به فعالیت‌های سرگرم‌كننده همچون فعالیت‌های اجتماعی، تماشای تلویزیون، بازی، مطالعه و گوش‌كردن به موسیقی اختصاص دهند..
در مجموع،‌این مطالعه نشان داد كه نوجوانان برای دگرگونی‌های مهم خلقی، آمادگی دارند. لازم است والدین و مربیان‌ این ویژگی‌ها را بشناسند و متناسب با آنها با نوجوانان برخورد داشته باشند. آنها باید بدانند كه نوجوانان، برای آنكه خود تصمیم بگیرند، سعی می‌كنند از قید قدرتی كه بزرگ‌تر‌های خانواده، مدرسه و اجتماع اِعمال می‌‌‌كنند، ر‌ها شوند. آنها به‌دنبال ‌این هستند كه هویت خود را نشان دهند. وقتی از نوجوانان سؤال می‌‌شود كه دوست دارند چند ساله شوند؟ اكثر آنها پاسخ می‌‌دهند كه ۱۸ ساله، آن‌گاه اضافه می‌‌كنند كه در ۱۸ سالگی می‌‌توانند هر كاری كه می‌‌خواهند انجام دهند: رانندگی كنند، زندگی مستقل داشته باشند، تنهایی مسافرت كنند، در انتخابات شركت كنند، وارد دانشگاه شوند و رشته‌ای كه دوست دارند، بخوانند و یا حتی اگر نخواستند، ادامه تحصیل ندهند.‌

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/06ساعت 8:14 قبل از ظهر  توسط هادي یزدی زاده  | 

 

 

 

اضطراب امتحان چیست و چه عللی دارد و چگونه می‌توان با آن مقابله کرد؟ والدین چه کمکی می‌توانند برای کاهش این اضطراب انجام دهند؟

درجاتی از اضطراب امتحان در 30-20 درصد کودکان و نوجوانان دانش‌آموز دیده می‌شود. این موضوع در دختران شایع‌تر از پسران است.

در تعریف اضطراب امتحان در ابتدا باید اضطراب طبیعی را از اضطراب غیرطبیعی و بیمارگونه افتراق داد.

آنچه مسلم است درجاتی از اضطراب و استرس می‌تواند مثبت باشد و احساس تهییج و به دست آوردن یک فرصت را به فرد دست دهد. مثل استرسی که باعث می‌شود یک ورزشکار در موقعیت مسابقه بهتر از تمرین عمل کند، یا فردی در شغل جدید خود با انرژی و عملکرد بهتری کار کند.

و یا یک دانش‌آموز در زمان امتحان دچار تهییج و اضطرابی می‌شود که تمرکز او را روی مطالعه افزایش داده و باعث می‌شود برنامه خود را منظم‌تر نماید و زمان خود را مدیریت بیشتری کند، در نهایت این اضطراب منجر به افزایش عملکرد فرد می‌شود. پس درجاتی از اضطراب لازم بوده و باعث بهبودی عملکرد ما می‌شود. این نوع اضطراب را تکلیف محور می‌گوییم. ولی زمانی که استرس و اضطراب منفی می‌شود، ما احساس می‌کنیم اوضاع از کنترل ما خارج است، تحت فشار هستیم و تمرکز خود را از دست داده‌ایم. اضطراب فوق منجر به ارزیابی شناختی منفی، عدم تمرکز حواس، واکنش‌های فیزیولوژیک نامطلوب و افت عملکرد شخص می‌گردد.

 

اضطراب امتحان دو بعد دارد:

1. بعد جسمانی: که شامل واکنش فیزیولوژیک خودکار است مثل تپش قلب، سردرد، تعریق، لرزش دست و اندام‌ها، آشفتگی معده، رنگ‌پریدگی، حالت تهوع و استفراغ و غیره.

2. بعد شناختی و فکری: دلواپسی راجع به پیامد کار، دلواپسی راجع به شکست و ناکامی، افکار تحقیر و سرزنش خود، مقایسه خود با دیگران، انتظارات منفی از خود، مشکل تمرکز و توجه، فراموش کردن مطالب خوانده شده، گفتگوی منفی با خود و... که همه اینها مانع انجام تکلیف و حل مشکل می‌گردد.

 

علل اضطراب امتحان چیست؟

چرا کودکی با امتحان خود نسبتاً خونسرد و آرام برخورد می‌کند و کودک دیگر شب امتحان دچار بی‌خوابی و بی‌قراری می‌شود، تمرکز خود را از دست می‌دهد، می‌خواند اما در حافظه‌اش نمی‌ماند و....

به نظر می‌رسد مثل تمام بیماری‌ها و حالت‌های روانپزشکی، عواملی دست به دست هم می‌دهند تا کودکی به حدی مضطرب شود که نتواند توانایی‌های واقعی خود را نشان دهد:

 

1. علل شخصیتی

 افرادی که عزت نفس پایینی دارند، احساس خودکارآمدی پایین‌تری دارند، شکست‌ها و ناکامی‌های متعددی را تجربه کرده‌اند، یا اضطراب منتشر دارند بیشتر مستعد اضطراب امتحان هستند.

 

2. علل خانوادگی

الگوی خشک و غیرقابل انعطاف و پرورش کودک، انتظارات بیش از حد والدین و تفکر کمال‌طلبانه آنها، تنبیه وسرزنش، عدم ارائه تشویق و تقویت مناسب، وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی پایین، جزء عوامل خانوداگی محسوب می‌شوند. گاه والدین پیام‌هایی را به سوی فرزند خود می‌فرستند که او را دچار اضطراب می‌کند (همین امسال را فرصت داری. تو باید مرا سرافراز کنی، مایه سرشکستگی من در فامیل نشوی، ببینم چه می‌کنی؟ اگر قبول نشی همه تلاش‌ مرا بی‌نتیجه گذاشتی، ای خدا کاش زودتر این امتحان کنکور تمام می‌شد دلم مثل سیر و سرکه می‌جوشد، همه آینده تو در گرو همین امتحان است و...!!!)

 

3. علل آموزشگاهی

از علل آموزشگاهی می‌شود به این موارد اشاره کرد: انتظارات بیش از حد و نابجای معلم، درس و امتحان دشوار، ماهیت امتحان (مانند بعد رقابتی و مسابقه‌ای بالا در امتحان کنکور)،  ناآشنا بودن مراقبان امتحان، محدودیت‌های زمانی، محیط نامناسب امتحان، وجود عوامل مزاحم مثل سروصدا، نور نامناسب، گرمای محیط و ... .

 

4. علل مربوط به امتحان

گاه ماهیت یک امتحان به گونه‌ای است که نسبت به سایر امتحانات در شخص ایجاد اضطراب بیشتری می‌کند. مثلاً امتحان کنکور یک مسابقه است و به این شکل نیست که اگر کسی به حدّ مشخصی از توانایی رسیده باشد پذیرفته شود. یک رقابت است، رقابتی سخت و فشرده.

 

راه‌های مقابله با اضطراب امتحان

1. کاستن علائم بدنی اضطراب:

در زمان استرس و اضطراب ما علائم بدنی مثل سفتی و انقباض عضلات، رنگ‌پریدگی، احساس خفگی، تندی تنفس، لرزش اندام‌ها و... را تجربه می‌کنیم. حال اگر بیاموزیم به طریقی بدن خود را آرام کنیم نشانه‌های اضطراب نیز کاهش می‌یابد و ما احساس آرامش بیشتری می‌کنیم مثل:

* تکنیک‌های آرام‌سازی

* نفس عمیق

* یکی از حس‌های خودمان را درگیر کنیم (دوش گرفتن، گوش کردن به یک موسیقی آرام، حرف زدن با یک دوست، قدم زدن، تماشای یک فیلم یا یک منظره، راه رفتن، دویدن و...).

 

2. کاستن علائم فکری و شناختی اضطراب:

* متوقف کردن گفتگوی منفی با خود. بسیاری از اوقات ما در زمان استرس و اضطراب شروع به صحبت با خود می‌کنیم. صحبتهایی که همه بار منفی دارد و ذهن و جسم ما را خسته می‌کند. باید به فرزندان خود کمک کنیم که این گفتگوهای منفی ذهنی را شناخته و آنها را متوقف کنند و با گفتگوی مثبت جایگزین کنند. مثلآ این گفتگوی ذهنی را((من قبول نمی‌شم، می‌دونم از این امتحان رد می‌شم، چرا هیچ چی یاد نمی‌گیرم، همه چیز از ذهنم رفته، مثل خنگ‌ها شدم، اگه رد بشم مامان و بابام چی می‌گن؟، معلمم راجع به من چی فکر می‌کنه و...)) تبدیل به این گفتگو کنند: ((قبلآ هم امتحان داشتم و نمره خوبی گرفتم... این هم میگذره، من تلاش خودم را کردم و حالا هم با حواس جمع میرم سر جلسه و...))

* کمک کنیم کودک انتظارات غیرواقعی و بیش از حد از خودش را تعدیل کند (من حتماً باید در این مسابقه ورزشی نفر اول بشوم، من حتماً باید پزشکی قبول شوم، من حتماً باید تهران قبول شوم، رتبه‌ام باید زیر 50 باشد).

* والدین انتظارات غیرواقعی و کمال‌طلبانه خود را تعدیل کنند و بر اساس توانایی فرزندشان از او انتظار داشته باشند. از یک کودک بیش‌فعال با اختلال یادگیری یا کودک مبتلا به کم توانی ذهنی چقدر باید انتظار داشت. این انتظارات غیرواقع بینانه کودک را مضطرب می‌کند.

* کودک را تشویق کنیم تا راجع به احساسات و نگرانی‌های خود با والدین و معلمش صحبت کند.

* عجله کردن را کاهش بدهیم. مواقعی که بچه‌ها دچار اضطراب می‌شوند عجله می‌کنند و بی‌قرار می‌شوند. صفحه اول را می‌خوانند، می‌روند روی یک فصل دیگر، یک کتاب را کنار می‌گذارند، سراغ کتاب دیگر می‌روند، همزمان چیزی می‌خورند و درخواست تنقلات می‌کنند. این مسئله نگرانی را بیشتر می‌کند. در این مواقع والدین باید مداخله کرده و نظمی به دروس کودک خود بدهند. مثلآ پیشنهاد دهند اول دروس سبک‌تر و راحت‌تر را شروع کند، فصل‌های کوچک‌تری که آسان‌تر است و کودک تسلط بیشتری به آنها دارد. این مسئله یک بازخورد مثبت به کودک می‌دهد و اضطراب او را کاهش می‌دهد.

* تقسیم‌بندی و فهرست برداشتن از فصولی که باید خوانده شوند: امروز چند فصل، فردا چند فصل. بعضی از بچه‌ها مثل بچه‌های بیش فعال مدیریت زمان ندارند و نمیتوانند بر اساس وقتی که دارند برنامه خود راتنظیم کنند.

 

3. تغییر روش زندگی و برنامه‌ریزی و مدیریت زمان:

* نوشتن برنامه‌ای از فعالیت روزانه و ساده کردن جدول برنامه‌‌ها (گاه آنقدر برنامه درسی کودک را پیچیده می‌کنیم که او کلاً از خیر انجام آن می‌گذرد).

* نظم و سازمان‌دهی کردن: فضای کار، مطالعه و درس کودک باید منظم و مرتب باشد، بداند چه چیزی کجاست و کجا باید دنبال وسیله مورد نظر خود بگردد. محیط‌های شلوغ و نامنظم ما را آشفته و سر در گم می‌کنند.

* استراحت کردن: کودک باید به طور دوره‌ای هر چند وقت یک‌بار زمانی را برای آرامش، قدم زدن، استراحت و یا خوردن داشته باشد.

* ورزش منظم: ورزش به تسکین تنش‌های هیجانی کمک می‌کند، مثلآ 30 دقیقه ورزش سبک در اکثر روزهای هفته.

* خواب کافی: رفتن به رختخواب و بیدار شدن در زمان‌های ثابت باعث خواب سالم‌تر و در نهایت توجه و تمرکز بهتر و کارایی مفیدتر در طول روز می‌شود.

* تغذیه خوب، مناسب و کافی (مثل خوردن صبحانه، غذای فیبردار و ویتامین‌دار).

* حفظ ارتباطات اجتماعی: بسیاری از دانش آموزان در زمان تحصیل و امتحان کلیه ارتباطات فامیلی و اجتماعی خود را قطع می‌کنند و خود را کاملآ ایزوله و منزوی می‌کنند، درحالیکه گذراندن زمانی با دوستان و فامیل، وقت گذاشتن و صحبت کردن با آنها می‌تواند انرژی، نشاط و انگیزه ما را برای انجام امور درسی و کاری بیشتر کند.

* ممکن است بچه‌ها برای فرار از اضطراب مرتب خوراکی و تنقلات بخورند، تلویزیون‌ تماشا کنند، پای کامپیوتر بنشینند و شروع درس را مرتب به تعویق بیندازند. این حالت یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند که وضعیت را بدتر می‌کند.

 

والدین چه کمکی می‌توانند برای کاهش اضطراب امتحان کودکان انجام دهند؟

* کمال طلب نباشید و به کوچک‌ترین تلاش و موقعیت کودک ارزش قائل شود و پس از هر موفقیت و تلاش به او پاداش دهید.

* از ایجاد ترس و اضطراب در فرزند خود اجتناب کنید. (اگر قبول نشی می‌دونی که پدرت چی کار می‌کنه؟، دیگه نه من نه تو، تمام زحمات منو هدر دادی، شیرمو حلالت نمی‌کنم، دیگه باهات حرف نمی‌زنم، توی فامیل آبرومون می‌ره).

* انتظارات غیرواقعی و بیش از حد از فرزند خود نداشته باشید. ضعف‌ها و ناتوانی‌های او را در نظر بگیرید.

* انتظارات غیرواقع‌بینانه فرزند خود را تعدیل کنید و خطاهای شناختی او را اصلاح کنید (من حتماً باید نفر اول بشوم، اگه نشم خودم را می‌کشم).

* سعی کنید فرزندتان را در وضعیتی قرار ندهید که فقط یک راه حل داشته باشد (فقط قبولی) بعد اگر قبول نشد چه؟ یعنی به احتمالات دیگر هم فکر کنید و برای آن برنامه‌ریزی کنید.

* به کودک بیاموزید تا اشتباهات خودش را ببخشد.

* نگرانی بچه‌ها ممکن است پنهان باشد و آنها با شکایات جسمی، متمرکز کردن خودشان روی یک کار و برنامه دیگر، اتلاف وقت بکنند و همین مسئله آنها را ناراحت‌تر می‌کند و یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند. نگرانی ممکن است بخش مهمی از زندگی بچه‌ها باشد. با شناختن علایم اضطراب و تلاش در جهت کاهش و رفع آنها می‌توانیم به فرزندانمان کمک کنیم.

* کمک کنید تا گفتگوی ذهنی منفی کودک با خودش کاهش یابد: (هیچ چی یادم نیست، رد می‌شم.) به کودک بیاموزیم تا به خودش بگوید: یه نفس عمیق می‌کشم یادم میاد، قبلاً هم این احساس را داشتم ولی امتحانم خوب بود و...

* بچه‌ها را تشویق کنید راجع به نگرانی‌ها، ترس‌ها و ضعف‌های خود صحبت کنند. این موضوع باعث آگاهی کودک نسبت به خودش و تلاش جهت تغییر و تعدیل آنها می‌شود.

* کمک کنید تا کودک برای خواندن دروسش برنامه‌ریزی کند (امروز چه فصولی را بخواند، چقدر زمان دارد و...) برنامه را بنویسید و آن را پیچیده نکنید.

* از فصول و درس‌های راحت‌تر شروع کنید.

* کمک کنید تا کودک روشی سالم برای زندگی روزمره خود انتخاب کند (تغذیه خوب، خواب کافی، ورزش منظم).

* از تکنیک‌های تنفس عمیق شکمی و آرامسازی برای کنترل اضطراب کودک استفاده کنید.

* زمانهای کوتاهی را برای آرامش، استراحت و تجدید قوا در نظر بگیرید (استراحت کوتاه، خوردن یک میوه، گوش کردن به موسیقی، یک حرکت و جنب و جوش و...).

* آماده کردن وسایل و تجهیزات امتحان از شب قبل.

* در مورد امتحان کنکور و امتحانات نهایی که حوزه امتحانی ناآشنا است، روز قبل شرایطی را فراهم کنید تا فرزند شما با آن محل آشنا شود.

 

 بطور خلاصه برای مقابله با اضطراب امتحان روی سه حوزه باید کار کرد:

* علل شخصیتی کودک

* علل خانوداگی

* علل آموزشگاهی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/06ساعت 8:12 قبل از ظهر  توسط هادي یزدی زاده  |